پژوهشكده تحقيقات اسلامى
64
سرداران صدر اسلام (فارسى)
« مسلمة » نيز درجواب پيام داد : تا زمانى كه تو والى مصر باشى ، كارى به تو نخواهم داشت . قيس سياستش اين بود كه بدون خشونت و به آرامى افراد را رام كند و تحت فرمان خود درآورد و به اين جهت با اهالى خرِبتا و مسلمة بن مخلّد صلح كرد و خراج و مالياتها را جمع آورى نمود بدون اينكه كسى با او در افتد . « 1 » معاويه از بودن قيس در مصر احساس وحشت مىكرد وتحمل او برايش سنگين بود . مصر نزديك شام بود و مىترسيد كه امام على ( ع ) از طرف كوفه و قيس از طرف ديگر بر او حمله آرند و او را محاصره كنند . به اين جهت نامهاى به قيس نوشت و درآن تذكّر داد كه على ( ع ) مردم را عليه عثمان شورانيده و نيز قيس را به خاطر شورش بر عثمان نكوهش كرد و از او خواست كه توبه كند و براى خوانخواهى عثمان به معاويه بپيوندد و درآخر و عده داد كه اگر به ما ملحق شوى و ما پيروز شويم حكومت عراقين ( بصره و كوفه ) براى تو و حكومت حجاز هم براى هركدام از اهل تو كه بخواهى خواهد بود و علاوه برآن هر چه بخواهى انجام مىدهم . قيس مصلحت را درآن ديد كه خيلى صريح و روشن نظر و عقيدهء خود را اظهار نكند بلكه در ظاهر كمى رفق و مدارا نشان دهد . در جواب نامهء معاويه نوشت كه در قتل عثمان شريك نبوده و درمورد تشويق امام ، قاتلان عثمان را هم اطّلاعى ندارد و اما اينكه براى خونخواهى عثمان به معاويه بپيوندد احتياج به وقت و تأمل دارد و نمىتواند سريع تصميم بگيرد . معاويه وقتى نامه را خواند به صداقت او مطمئن نشد و ترسيد كه خدعه و نيرنگ باشد . به اين خاطر اين بار نامهء تندى به اين مضمون نوشت كه :
--> ( 1 ) . اعيان الشيعه ، ج 8 ، ص 453 .